|
ثبت اطلاعات ومقالات علمی همکاران درسایت واستفاده معلمان
|
|
|
|
||||
|
نقش مدیران ووالدین در ارتقاء کیفیت برنامه های تربیت بدنی مدارس 1- نقش ووظیفه مدیران مدارس در پیشبرد برنامه های تربیت بدنی مدارس مدیران مدارس نیز به عنوان یکی از اعضای تیم تعلیم وتربیت دانش آموزان وظیفه دارند زمینه های مساعد را برای اجرای برنامه های تربیت بدنی واختصاص دادن زمان کافی به هر دو بخش فعالیت های ورزشی فوق برنامه و برنامه درسی بر آنان نظارت منطقی داشته باشند یعنی نه تنها مدیران باید از نقش واهمیت تربیت بدنی در رشد و یکپارچه دانش آموزان آگاهی کامل داشته باشند و بر این اساس به تربیت بدنی و نیازهای آن به حد کافی توجه نمایند بلکه باید تلاش کنند تا امکانات ورزشی و فضای مدرسه علاوه بر ساعات موظف درسی در ساعات تعطیلی نظیر شهر و بعد از ظهر و همچنین روزهای تعطیل در صورت لزوم در اختیار فوق برنامه تربیت بدنی دانش آموزان قرار گیرد. تأمین وسایل وامکانات مصرفی ونگهداری و رفع نواقص مربوطه به این وسایل و همچنین پیش بینی های لازم برای توسعه و بهبود امکانات از دیگر وظایف مدیران است . هیچ یک از معلمان مدارس حتی معلمان تربیت بدنی نمی توانند در این زمینه به اندازه مدیران مفید و مؤثر و کار آمد باشند. پیش بینی و ایجاد روابط عمومی مناسب برای اطلاع رسانی مؤثر از فعالیت های ورزشی مدارس به عموم مردم و به ویژه والدین دانش آموزان تشکیل کمیته ای تخصصی برای ارزیابی محتوا و کمیت برنامه های تربیت بدنی مدارس و حذف برنامه های ناموفق و جایگزین کردن برنامه های مناسب از جمله وظایف مدیران مدارس است. 2-نقش والدین در پیشبرد برنامه های تربیت بدنی مدارس : والدین نیز مانند مدیران ، معلمان وسایر دست اندکاران باید از اهداف تربیت بدنی و نقشی که این پدیده سازنده در رشد و تکامل فرزندانشان دارد مطلع باشند و با تشویق آنان به شرکت در فعالیت های بدنی وورزش مدرسه فرصت های بیشتری را برای فعال بودن آنان فراهم آورند . همچنین والدین می توانند با شرکت در فعالیت های ورزشی و بهره مند شدن از مزایای جسمانی وروانی آن خود نیز الگوئی مناسب برای فرزندانشان باشند همکاری وهماهنگی والدین با مدرسه به ویژه معلمان تربیت بدنی می تواند کمک بزرگی به درک بهتر آنان توسط مسئولان و معلمان مدرسه نماید به بیان دیگر چنانچه والدین به این نتیجه برسند که اهداف معلم تربیت بدنی به همراه سایر معلمان ومسئولان مدارس مانند اعضای خانواده کمک به دانش آموزان و ارتقای سطح سلامت جسم و روان آنان است می توانند نقش مؤثر تر و مفید تر را در تعلیم وتربیت کلی فرزندان خود داشته باشند .
+
نوشته شده در دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387ساعت 12:26 توسط کریمی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
ترجمه متون و قواعد درس عربی دوره راهنمایی اسم کلمه ای که ذاتاً بر معنایی دلالت کند بدون آنکه به یکی از سه زمان گذشته – حال-آینده مقرون باشد . مانند : زید-کتاب- علم- صارب- مفید ) توضیح : اسم مشتمل بر سه قید است الف) اسم باید کلمه یعنی لفظ موضوع باشد ب) معنای آن مستقل باشد یعنی لفظ اسم در افاده معنی کافی باشد ومحتاج و نیازمند به غیر نباشد فی المثل هنگامی که گفته می شود: رجل-خود لفظ مفید بخش معنائی است . ج) در معنای اسم زمان اخذ نشده کما اینکه فعل مقرون به زمان است بنابراین در تعریف اسم داخل می شود چیزی که یکی از زمانهای سه گانه کل ، معنای اسم باشد مانند : امس-الان-غداً وهمچنین در تعریف اسم داخل می شود چیزی که مقرون به یکی از زمانها است اما افزایش و ضعاً نبوه بلکه عرضاً است مانند : اسماء افعال - اسم فاعل – اسم مفعول و.... و در نتیجه از تعریف اسم مطلق افعال خارج می گردند و لو اینکه از افاده در زمان مسلوب و مسلخ شده باشند . مانند (نعم و بئس) اسم برچند حرف بناگردیده است ؟ اسم در اصل وضع بر سه حرف ( مثل-قلم)یا چهار حرف ( مانند: جعفریا پنج حرف مانند سفرجل است بنابراین هر اسمی که دارای کمتر از سه حرف بوده و یا اینکه بیشتر از پنج حرف باشد یا حرفی از آن حذف گردیده و یا اینکه حرفی بر آن اضافه شده است. آیا در اسامی که چیزی از آن حذف شده به کمتر از دو حرف نیز عنوان می شود؟ اسمی را که از آن چیزی بدون دلیل و علت حذف شده باشد به دو حرف منتهی می شود مانند لفظ ( اب-که در اصل ابوه بوده است واسم کمتر از دو حرف عنوان نمی شود مگر آن که اسم غیر متمکن باشد که در این صورت به یک حرف نیز منتهی می شود مانند ( تاء) ضمیر و یا اینکه بردو حرف باقی می ماند: مانندمن اسم ثلاثی مجرد دارای چند وزن است؟ اسم ثلاثی مجرد دارای ده وزن است که عبارتند از: فعل (شمس) –فعل (قمر)-فعل( کتف)- فعل( حمل)- فعل( رجل) فعل (عنب ) –فعل (ابل)-فعل( قفل )- فعل( رطب )- فعل( عنق ) اسم رباعی مجرد دارای چند وزن است ؟ اسم رباعی مجرد دارای پنج وزن است که عبارتند از : 1-فعلل مانند جعفر (نهر کوچک) 2- فعلل مانند زبرج (آرایش) 3-فعلل مانندقنقذ( خارپشت ) 4-فعلل مانند درهم ( پول نقره) 5-فعلل مانند جخدب( ملخ سبز) اسم خماسی مجرد دارای چند وزن است ؟ اسم خماسی مجرد دارای چهار وزن است که عبارتند از سفر جعل – قد عمل –زنجفر-جحمرش اسم مزید بر چند وزن است ؟ اوزان مزید در لغت عربی بسیار زیاد است مانند: انسان –غضنفر –سلسبیل انواع اسم عبارتند از : اسم فاعل – اسم مفعول –اسم تفصیل- اسم مکان – اسم زمان – آسم آلت – اسم مقصور- اسم ممدود –اسم منقوص-اسم مثنی-صفت مشبهه –صیغه مبالغه- جمع مذکر سالم – جمع مذکور سالم – جمع مؤنث سالم – جمع مکسر-اسم جنس و علم-موصوف وصفت مذکور و مؤنث اسم منصوب –اسم مصغر-ضمایر- اسم اشاره –اسم موصول اسماء –شرط – اسماء – استفهام –اسماء افعال – کنایات –ظرف
+
نوشته شده در دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387ساعت 12:25 توسط کریمی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
نقش مدرسه در مشکل زدایی خانواده اگر چه والدین در حل مشکلات خانوادگی ، نقش اصلی را بر عهده دارند و می توانند با استفاده از شیوه هایی نظیر: الف-توجه به اصل ارزش آفرینی ب- توجه به اصل تکریم شخصیت ج-مشارکت طلبی فرزند و ایجاد حس مسئولیت شناسی اعتماد فرزندانشان را جلب نموده ودر حل دشواریهای این دوره خاص او را یاری دهند و لی اولیای مدارس نیز می توانند در مشکل زدایی خانواده، نقش داشته باشند. مربیان قادرند با استفاده از روشهای زیر پل ارتباطی میان نوجوانان ووالدین را ترمیم و تشویق کنند. 1- شناساندن وضعیت نابهنجار خانواده به اعضای آن جهت حرکت اصلاحی 2- یاری گرفتن از یکایک اعضای خانواده برای مشارکت در اصلاح 3- ارائه راه کارهای عملی نوین برای اعضای خانواده و دادن حق انتخاب به آنان در جهت تقویت حرمتها 4- معرفی مشاورین قابل اعتماد در خارج از خانواده به عنوان نیروی فکری و نه به عنوان جایگزین خانواده 5- پیگیری انجام راه کارهای ارائه شده به وسیله مشاورین خارج از خانواده 6- مساعدت و تلاش در جهت تفهیم انتظارات متقابل نوجوانان و والدین از یکدیگر 7- معرفی الگوی خانواده متعادل به نوجوانان و اعضای دیگر خانواده برای دستیابی به چارچوب اصولی و سالم یک زندگی
+
نوشته شده در دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387ساعت 12:21 توسط کریمی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
طاهره رمقی فرزند علی اصغر از شهرستان ساوه یک تجربه آموزشی و خاطره ی به یاد ماندنی را تقدیم به همکاران گرامی در گروههای آموزشی استان می نمایم . در سال 1373 در یکی از روستاهای منطقه نوبران به نام آقچه قلعه در مقطع ابتدایی پایه اول آموزشگاه مختلط خدمت می کردم. تعداد فراگیران کلاس اول 28 نفر بود. یکی از دانش آموزان به نام عبداله ذوقی دارای قد بلندی بود و نمی توانست صبحت کند چون صدایی را نمی شنید وقتی که تحقیق کردم متوجه شدم عبداله 9 سال تمام دارد و چند سال است او را در کلاس اول ثبت نام می کنند ، در روستا مدرسه ی مخصوص آنها وجود ندارد پس باید در کنار دیگر بچه ها قرار بگیرند و درس بخوانند عبداله چند ماه به مدرسه می آمده چون چیزی یاد نمی گرفته وکسی به او اهمیت نمی داده کم کم دلسرد می شده و به مدرسه نمی آمده است . می پرسیدم و او نمی توانست حرف بزند و از خودش صداهایی در می آورد همان صداها و حرکات را قبول می کردم و می گفتم بچه ها اورا تشویق کنند واجازه نمی دادم کسی او را مسخره کند . برای آموزش عبداله راه های متفاوتی را انجام دادم مثلاً صدا – حرفها – ریاضی – علوم و.... زمانی که آموزش می دادم جلو صورتش می رفتم و با صدای بلند تکرار می کردم او نیز به حرکت دهان وچهره من توجه می کرد از طریق پوست وگونه های او حروف را آموزش می دادم و دروس دیگر را نیز به این طریق و او متوجه می شدو تکرار می کرد . ( زمانی که دبیرستانی بودم برای درس روان شناسی ما را به مدرسه استثنایی بردند تا از آنجا دیدن کنیم ما به کلاس ناشنوایان و کم شنوایان رفتیم و یک ساعت درسی را آن جا ماندیم و مادیدم که به چه صورت به این بچه ها درس می دهند و سئوالاتی از معلم آن ها کردیم و معلم مهربان ما را راهنمایی کرد و آن روز به یادم مانده بود وتوانستم از روش آنها برای عبداله استفاده کنم . آموزش عبداله در زنگ های تفریح ادامه داشت یعنی همراه او در حیاط می چرخیدم وکنار او می نشستم و درس ها عبداله سال 74 من دو شیفت تدریس می کردم 27 دانش آموز کلاس اول 28 دانش آموزان کلاس دوم آموزش عبداله به همان طریق ادامه یافت تا قبول شد و به کلاس سوم رفت و من به روستای غازم آباد رفتم یک روز راهنمای تعلیماتی به روستای غازم آباد آمد و از احوالات عبداله پرسیدم واو گفت : عبداله چند ماه بیشتر به مدرسه نرفته است چون معلم کلاس سوم او را بیرون کرده و گفته من نمی توانم به تو که کرو لال هستی درس بدهم . کسی که به تو درس می داده است خیلی حوصله داشته است . ومن الله التوفیق
+
نوشته شده در دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387ساعت 12:21 توسط کریمی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
صدیقه کریمی از آموزشگاه پروین در سالهای متمادی که کلاس اول تدریس می نمودم برای ایجاد انگیزه و علاقه به یادگیری در دانش آموزان تجربه های زیادی آموخته ام . یک سال در مدرسه ای که تعداد دانش آموزانم 26 نفر بود یک دانش آموز دختری به نام مریم داشتم که از نظر آموزشی به مراقبت های ویژه نیاز داشت که من می بایست با او بیشتر و آرامتر کار می کردم در اولایل هرچه من با مریم کار می کردم نتیجه ای نمی گرفتم. با مادرش مشکل را در میان گذاشتم و از ایشان خواستم در منزل به او کمک کنند بعد از مدتی ایشان هم از اینکه این قدر با اول سرکله می زد و بی فایده بود نارحت و ناامید بود. من از مادر مریم خواستم به کمک کردن اوادامه دهند وخودم نیز در کلاس دائم مراقب مریم بودم. تصمیم گرفتن او را پیش یکی از دانش آموزان ممتاز کلاس اکرم بنشانم اکرم ناراضی بود با او صحب کردم و از خواستم موقع نوشتن املاء بگذارد مریم از روی او بنویسد چون مریم علاقه زیادی داشت با گچ روی تخته بنویسد از او خواستم زنگ های تفریح با گچ روی تخته تمرین کند واین کار تا اسفند ماه ادامه داشت بعضی از مواقع مریم را نزد خودم می نشاندم و مراقب بودم تا ببینم چند کلمه یا جمله را درست می نویسد. مریم کم کم نمرات خوبی را کسب می کرد با دادن جایزه و تشویق در کلاس با ناباوری خانواده و اولیا مدرسه نمرات مریم به حدود 17 ،18 رسید و نمی توانست با صداهای خوانده شده جملات کتاب داستانش را بخواند این تجربه شیرینی بود که مریم با رونویسی کردن یا به اصطلاح ( تقلب) از روی دوست خود توانست در یادگیری و نوشتن املاء موفق شود .
+
نوشته شده در دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387ساعت 12:20 توسط کریمی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
خودشناسی ( مقدمه) خداشناسی من عرف نفسه فقد عرف ربه ) در سال اول دانش آموزان با برخی شگفتیها و نظم موجود در بدن خویش آشنا می گردند که نزدیکترین راه برای شناخت خداست امام صادق(ع) می فرمایند صورت زیبای انسان بزرگترین دلیل خداشناسی است زمانیکه خدا انسان را آفرید گفت : مبارک اله احسن الخالقین هشام یکی از شاگردان امام صادق(ع) در پاسخ به سئوالی که چگونه خدایت راشناختی گفت من خداوند جل وجلاله را بوسیله ی خودم شناختم چه اینکه نزدیگترین چیزهاست به من مفضل که یکی از شاگردان امام جعفر صادق(ع) بوده ، گوید خدمت امام علیه السلام مشرف شدم حضرت بعد از حمد و ثنای پروردگار فرمودند: نخستین دلیل بر وجود خداوند نظم و ترتیب جهان است که هر چیزی به بهترین وجهی در جای خود قرار گفته است زمین مانندفرش برای مخلوقات گسترده شده وستارگان چون چراغهایی پرنور آویخته به نظر می رسد و.... این نظم و ترتیب جهان بزرگترین دلیل است بر اینکه این عالم از روی حکمت خالق شده و بستگی کامل میان مخلوقات و نیاز بعضی به بعضی دیگر دلیل است بر اینکه خالق همه یکی است که آنها را به یکدیگر محتاج ساخته است . خداوند در هر کار مصلحی قرار داده است اگر کودک هنگام تولد عقل داشت با دیدن چیزهایی که یک مرتبه با آنها روبرو می شد حیران می ماند و تاب وتحمل آن را نداشت و از دیدن وضع خود که باید اورا در پارچه بپیچند و در گهواره بخوابانند و موقع راه رفتن او را در بغل بگیرند ، خلیل ناراحت می شد اگر بچه دارای عقل و اعضای قوی بود و میتوانست بدون پرستاری دیگران زندگی کند همان ساعت که به دنیا می آمد از پدر و مادر جدا می شد و با آنها الفت پیدا نمی کرد و حکمتی که در تربیت اولاد است که روز افتادگی پدر و مادر از آنان دستگیری کند از بین می رفت درسال دوم با استفاده از تصاویر منظومه شمسی و نشان دادن عکسهایی از کتاب راه شیری و سایر کهکشان ها و شبیه به آنها و کمک گرفتن از معلم جغرافی توجه بچه ها را به عظمت جهان وکوچکی خود و کوچکی این منظومه در برابر جهان هستی و اذعان به اینکه جهان را صاحبی است و خدا نام آنهم خدایی قدرتمند و دانا و ... معطوف می داریم قرآن در 7 سوره از جمله سوره رعد از تسخیر خورشید و ماه سخن گفته است از آنجا که تسخیر کننده خداوند متعال است شاید حقیقت تسخیر همان مطیع و فرمانبردار بودن آنها در برابر اراده ی خداوند باشد . قرآن تسخیر این دو منبع قدرت و مشعل فروزان را از بزرگترین گواه توحید و استوارترین دلیل فدرت وروشن ترین سند لطف و مهربانی خدا دانسته است . مفضل که از شاگردان امام جعفر(ع) صادق بوده و گوید: خدمت امام علیه السلام رسیدم و بعد از اجاره نشستم .حضرت بعد از حمد وثنای الهی فرمود: رنگ آسمان کبود به نظر می آید تا چشمان انسان را که همواره به آن می افتد رنجه نسازد زیرا کبود گذشته از اینکه چشم را اذیب نمی کند برای تقویت آن نیز مفید می باشد. از نظر روان شناسی نیز ثابت شده است که رنگ آبی آرام بخش بوده و باعث تسکین است . در تاریک بودن شب برای انسان منافعی است و او را وادار به استراحت می کند ولی چون در شب هم گاهی به روشنایی محتاج است و بسیار کسان هستند که به واسطه تنگی وقت یا شدت گرمای روز مجبورند شب کار کنند و نیز مسافران که درشب حرکت می کنند به روشنایی احتیاج دارند خداوند حکیم ماه و ستارگان را قرار داد تا با نور افشانی خود وسیله ی آسایش خلق او گردند و با حرکات منظم خود راه را به مسافران نشان دهند و مسافران و کشتی نشینان را از خطر گم شدن رهایی بخشند . سال سوم نخستین واساسی ترین اصلی که پایه و زیر بنای مکتب قرآن را تشکیل می دهد اصل توحید است . قرآن درباره ی آنچه که سعادت و اداره یک جامعه وابسته به آن است بحث کرده و برای شئون مختلف زندگی بشر قانونی متناسب و ضع نمود و دستور های مفید و سودمندی داده است.اما روح تمام این دستور ها را مسأله خدار مطرح نموده اند بر چند دسته اند: 1- آیا تیکه در آن به نحوی اثبات خدا می شود. این آیات جنبه استدلالی دارد و از راههای مختلف توجه مردم را به وجود خدا جلب می کند که می توان برخی از این راهها را بدین ترتیب بیان کرد: الف- از راه فطرت: ولئن سئلتهم من خلق السموات والارض وسخر الشمس و القمر لیقولن الله ترجمه:اگراز آنها سئوال کنی که آفریننده آسمانها و زمین کیست و خورشید و ماه سخر کدام قدرت ( عنکبوت 61) است خواهند گفت: خدا ب- از راه اصل علیت و پیدایش جهان: الله خالق کل شیء ترجمه: خدا خاقل و آفریننده هر چیز است ( رعد 16) ج- از راه نظم مشهود در دستگاه طبیعت ( نظم جهان ) ماتری فی خلق الرحمن من تفاوت فارجع البصر هل تری من فطور ترجمه: در دستگاه خلقت تفاوت و بی نظمی نتوانی دید ، دوباره بنگر آیا هیچ بی نظمی و اختلال می بینی ؟ این آیه به نظم عمومی طبیعت تصریح می کند ) ( ملک آیه 3) 2- آنانیکه یگانگی خدا را اثبات می کند ما من اله الا الله ترجمه: نیست خدایی جز خدای یکتا ( آل عمران ایه 56) و من تشرک فقد افتری ائماً عظیماً ترجمه : کسیکه به خداشرک ورزد گناه بزرگی مرتکب شده است ( نساء آیه 48) داستان هایی پیرامون خداشناسی پیرزنی مشغول نخ ریسی بود وقتی از اول پرسیدند : خدا را چگونه شناختی ؟ دست از چرخ خود برداشت و چرخ از حرکت ایستاد ، گفت اگر این چرخ را من نگردانم از حرکت می ایستد جهان با این عظمت چگونه ممکن است بدون گرداننده ای باشد ؟ وزیری می خواست شاه را متوجه خداکند دستور دارد شکارگاهی که معمولاً شاه برای شکار به آنجا می رفت ساختمانی بسازند تا روزیکه شاه به آنجا رفت و آن را دید و از سازنده اش پرسید: وزیر گفت: ممکن است خودش پیدا شده است . شاه گفت چنین چیزی چگونه ممکن است ؟ وزیر گفت : در صورتیکه یک ساختمان ساده ممکن نیست به خودی خود درست شده باشد ، چگونه ممکن است که این جهان با عظمت خود به خود پیدا شده باشد .
+
نوشته شده در دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387ساعت 12:20 توسط کریمی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
بسم الله الرحمن الرحیم در سال تحصیلی 76-77 در مدرسه کلاوه در پایه اول مشغول تدریس بودم و این کلاس 387 نفر بود در بین آنها دانش آموزی بود که اصلا صحبت نمی کرد حتی اسم خودش را هم نمی گفت و ابتدا فکر می کردم لال است با مدیر مدرسه صحبت کردم گفت: نمی دانم چرا صحبت نمی کند اما کر و لال نیست. بارها با او صحبت می کردم ولی پاسخ مرا نمی داد فقط مطالب درس را می نوشت از خانواده ی او خواستم تا به مدرسه بیایند مادر پدر و حتی عمویش به مدرسه آمدند مادرش می گفت داخل خانه هم اصلا حرف نمی زند عمویش می گفت بهتر است او را به مشاوره ببریم. در پاسخ گفتم ببینم تلاش من به نتیجه میرسد یا نه اگر مایوس شدیم فکر دیگری می کنیم تا مدتها کیفم را داخل دفتر می گذاشتم و از او می خواستم برود و آن را بیاورد یا کیف را پشت پرده پنهان می کردم و از مدیر مدرسه می خواستم تا او چیزی نگفته چیزی از او نپرسید سپس برای چادر آوردن گچ لوحه های درسی و مخصوصا برای پرسیدن ساعت او را بخ کلاس دیگر می فرستادم تا تا افراد مختلف برخورد کند و مسئولیتهای زیادی در کلاس به او واگذار کردم و بالاخره موفق شدم تا او را به حرف در آورم و مرا به عنوان دوست صمیمی خود قبول کند. صدیقه حاجیان 21 سال سابقه مدرسه محبوب
+
نوشته شده در یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 15:57 توسط کریمی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
به نام آنکه جان را فکرت آموخت در سال 85-84 که در آموزشگاهی مشغول انجام وظیفه بودم دانش آموزی داشتم به نام ملیحه که از نظر درسی در سطح پایینی بود و با حواس پرتی کامل در کلاس درس حاضر می شد و همچنانا روزگار را سپری می کرد تا اینکه بعد از مدتی مادر همه دانش اموزان را خواستم تا با آنها درباره ی وضعیت تحصیلی و اخلاقی فرزندشان صحبت کنم که در پایان جلسه مادر ملیحه از من خواست تا به طور خصوصی در مورد وضعیت تحصیلی و اخلاقی فرزندش صحبت کند که اصرار داشت ملیحه هیچوقت به حرف من گوش نمی کند و در خانه نیز نمی ماند و هرچه من و پدرش از او می خو.اهیم توجهی نمی کند و می ترسم که آخرش خظایی از او سر بزند. چون بیشتر وقتش را بیرون از خانه می گذارند و هیچوقت به درسش اهمیت نمی دهد از شما می خواهخم کمی او را نصیحت کنید. از آن به بعد تمام فکر من شد ملیحه که سعی کردم هر طور شده او را به راه بیاورم و وادار به درس خواندن کنم همیشه غیر مستقیم درباره ی احترام به پدر و مادر و روابط صحیح خانوادگی صحبت می کردم و سعی می کردم از نظر عاطفی به بچه ها نزدیک شوم و آنها را با نان کوچکشان صدا بزنم تا بیشتر احساس صمیمیت کنند و همچنینی صفاتی را به اسم آنها اضافه می کردم مانند: دختر زیبا، خوشگل من و عزیزان من و .... چند ماهی گذشت و همانطور که زمستان جایش را به بهار می داد و درختان خشک کمک کم برگ و شکوفه می دادند ملیحه نیز بهاری می شد و تغییر چشم گیری در درس و اخلاقش به وجود آمده بود تشویقهایی که در این زمینه امجام دادم و تلاشهایی که کردم همه به ثمر رسیدند. و هنگامیکه مشکل ملیحه را ریشه یابی کردم دلیلی اصلی کمبود محبت بود که باعث بریدن او از خانه و خانواده بو.د و سعی کردم با صحبت هایی که با والدین او داشتم این کمبود را از بین ببرم و دریافتم که مهر و محبت مهمترین اصل در زندگی است بچه ها وقتی مظمئن شوند که از طرف دیگران مورد توجه قرار می گیرند سعی می کنند هر چه بشتر خود را مقبول و دوست داشتنی جلوه دهند و بر عکس وقتی مورد بی توجهی قرار گیرند رفتار خشن و غیر قابل باور از آنها سر می زند گفته اند و شنیده ایم که پیامبر ص کودک درون خودش را با کودکان روبهرو می کرد و نه تنها در مورد بچه ها بلکه در رویارویی با همه کس این اصل روانشناسی را رعایت می کردند . باری برای اصلاح مشکلات بچه ها در درجه اول باید سوار بر اسب های چوبی آنها شد و در دنیایشان تازاند و در همه مراحل در برخورد با آنها باید به اصل مهر و محبت وفادار ماند. اغلب مشکل خلپانواده ها و اولیای تربیتی با بچه ها این است که بزرگسال با شخصیت آنها مواجه شود. رمز موفقیت من در این مورد خاص محبت و ارزش دادن با ملیحه بود. در پایان سال مادر ملیحه به مدرسه آمد و و گفت خان صالحی من از شما خیلی متشکرم چون ما هر چه کردیم نمی توانسیتم جلوی او را بگیریم شما چه کردید که او دیگر از خانه بیرون نمی رود علاوه بر اینکه درسش را می خواند و در کاهای خانه مرا کمک می کند.
+
نوشته شده در یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 15:56 توسط کریمی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
به نام داور بر حق شهر ماورایی ایران((شهر سوخته)) از زابل تا شهر سوخته 56 کیلومتر راه است از گرما می میریم تا به دیوار های خشتی برسیم. این دیوارها متعلق به 5000 یال قبل هستند. اینجا شهر رستم است. این شهر 151 هکتار وسعت دارد و به 5 بخش تقسیم می شود : بخش مرکزی، بخش صنعتی، بناهی به یاد ماندنی، گورستان و بخش مسکونی. در شهر سوخته لوله های فاضلاب کشف شده در شهر سوخته شطرنج کشف شده و در این شهر اولین عمل جراحی مغز انجام گرفته است. گفته اند شهر سوخته یک شهر ماورایی است در توی قبرها کوزه های گندم کشف کرده اند این جا اولین شهر تاریخ انبار غله بوده است. دی.ارهای بلند چند چاله و دیوارخهای کوتاه چه طور این همه سال سالم مانده اند؟ زمین های صاف را کنده اند و عتیقه ها را بیرون کشیده اند طلا و زیور آلات و کوزه ها وشانه و.... این جا گورستان است 4000 قبر این جاست. قرها بزرگند. این جا شهر رستم است آدم های اینجا خیلی تنومندند حتما رستم این جا به دنیا آمده است . شهر سوخته در منطقه ای با پوشش گیاهی متونع چرا که انشعابات رود هیرمند از اینجا رد می شد. در شهر سوخته برنامه ریزی شهری وجود داشته از فاضلاب گرفته تا تقسیم آن به بخش های صنعتی و مسکونی و.... اولین معرق کاری ایران! در ایران! در شهر سوخته. یکی از دلایل های بنیانگذاران شهر سوخته برای احداث آن در این منطقه دور بودن این منطقه از جاهای زلزله خیز بوده است. بر سر درش اسمش را زده اند نوز نسوخته است تا اسمش گم نشود. گروه زبان و ادبیات فارسی استان
+
نوشته شده در یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 15:55 توسط کریمی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
به نام خداوند
هفته معلم بر همه ی معلمان عزیز گرامی باد!!!!!
+
نوشته شده در یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 15:54 توسط کریمی
|
|
|||||
|
|||||